روستای الموت.جاده ای باریک برای دیدن .حس کردن و رد شدن از زیبایی های رنگارنگ.اینجا سرمای الموت است.روستایی که روزی محل آمد و شد سپاهایان عظیمی بود که برای براندازی حکومت خداوند الموت گسیل میشدند.و حالا اینجا همان عظمت دیده میشود.البته با سنگ های عظیم و قول پیکر...
الموت.قسمت دوم.


تولد: برای همه ی خوبی هایت.برای همه آرامشت.برای همه ی بودن هایت.و من برای تحمل آن ۹ ماه و اندی دستانت را می بوسم.از همین شهر دور....میدانم میرسد ...
اواخر اردیبهشت ماه ۸۷.روستای الموت-قزوین




